احمد بن محمد ميبدى

93

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

228 - وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . زنهاى طلاق گرفته بايد سه پاكى را نگاه دارند و از شوهر كردن خوددارى كنند و روا نيست كه آنچه خداوند در رحم آنان آفريد كتمان كنند هرگاه به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند ! - و شوهرانشان سزاوارترند از شوى ديگر براى نگاه داشتن شمارهء معين عدّهء طلاق تا اگر شوهرها مايل باشند آشتى كنند و ( بدانيد كه ) حق زنان بر مردان مانند حق مردان بر زنان است و البته مردان را بر زنان در معاملت يك درجه افزونى است و خدا توانا و دانا است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 226 - لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ . . تا آخر آيه . در اين آيه موعظتى به اشارت است و آن مراعات حق خداى تعالى است كه سوگند بنام او ياد شده پس خدا را بايد نگاه داشت و از بگذاشت آن بايد به بيم بود و روز قيامت خداوند به كسى كه حق او را نگاه نداشته گويد : از من شرم نداشتى و از چشم من نترسيدى ؟ كه حق مرا ضايع كردى اكنون سزاى تو دوزخ است ، چنان كه فرمود : هركس مرا گرامى دارد او را گرامى دارم و هركس مرا خوار دارد او را خوار دارم و بنگر كه چسان خداوند از بنده نسبت به حق خود انتقام مىكشد ؟ درصورتىكه بناى خداوند نسبت به حق خود بر مسامحت و عفو است ! پس راجع به حق مردم هيچ‌گونه مسامحتى در ميان نباشد و انتقام خداوند در آن بيشتر باشد ! چنان كه گفته‌اند : اگر كسى ثواب هفتاد پيغمبر داشته باشد ليكن نيم درم حق كسى را برعهده داشته باشد به بهشت نرود تا رضاى او را جلب كند ! پس حقوق خلق را بايد نگاهداشت و در مراعات آن به جدّ بايد كوشيد ! خاصّه حقوق زنان كه خداوند در اين آيه از آنها نيابت فرموده و از شوهران مراعات حال زنان را خواسته است و محمّد مصطفى فرمود : زنان زيردست شمايند و امانت خداوند نزد شما ، با ايشان نيكوئى كنيد خاصّه آنها كه پارسا باشند كه زن پارسا باعث آسايش مرد و ياور او در دين است ! و امّت را اندرز داد كه در دنيا سه چيز اختيار كند : زبانى به ياد خدا ، دلى به شكر خدا ، و زنى با ايمان ، و همين بس در مقام بزرگى زن كه پيغمبر اكرم او را در رديف ذكر خدا و شكر بارى تعالى قرار داد ! لطيفه : در تفسير آيهء وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ . . تا آخر آيه . نوشته‌اند كه چون روز قيامت شود همهء فقيهان و دانايان اسلام در پيشگاه عدل الهى صف بندند ، آنگاه مردى با زن خود پيش مىآيد و مىگويد : خداوندا تو حاكم عادلى ، ما دو نفر پيش از نكاح به يك دگر حرام بوديم و پس از عقد زناشوئى به يكدگر حلال شديم و در اين معاملت لذت هر دو برابر است پس چرا مهر ( صداق ) به عهدهء من گذاشتى ؟ خداوند از زن مىپرسد تو مهر خود را گرفته‌اى مىگويد : بلى ، خداوند مىپرسد چه كسى به تو امر كرد كه مهر گيرى ؟ مىگويد : اين فقيهان و دانايان ! خداوند از آنها مىپرسد مىگويند آرى ما به حكم خداوند كه در قرآن فرموده : صداق زنان را از روى ميل بدهيد ، دستور داديم ، شوهر مىپرسد خداوندا چرا مهر بر شوهر واجب كردى ؟ مىفرمايد چون تو به ديگر زنان هم لذت مىبرى و او از مرد ديگر نبايد لذت برد ، خواستم كه حق هر دو متعادل گردد ، پرسيد پس چرا نفقه بعهدهء شوهر قرار دادى ؟ فرمود چون اطاعت از تو را بر او واجب كردم كه هيچ وقت نتواند از ميل و ارادهء تو تمرّد كند ولى اطاعت از او بر تو واجب نكردم و براى تعادل اين دو حق ، نفقه را